تبليغاتX
JavaScript Codes

***** « تو ز دیار من آمدی * سکوت جانم به هم زدی * شیشه ی غم به تلنگری ، زدی شکست * چو نغمه ای بیش و کم زدی * به دل ریشم تو چنگ زدی * روشنی چشمون تو، به دل نشست * هوای من شد ، هوای تو * صدای من شد، صدای تو * تپیدن قلب به خاطرت * کشیدن درد ، برای تو * ای گل یاس سفید من * ای طلوع خورشید من * عطر تن تو به جان من * چه خوش نشست * ای تو همگریه ی دلپذیر * ای تو صفای دل اسیر * بی تو ای آیت زندگی ، دلم شکست * اگه نفس بود، برای تو * غم هوس بود، برای من * اگه عزیز بود، برای تو * حرف و حدیث بود، برای من * تو ز دیار من آمدی * سکوت جانم به هم زدی * شیشه ی غم به تلنگری ، زدی شکست * چو نغمه ای بیش و کم زدی * به دل ریشم تو چنگ زدی * روشنی چشمون تو، به دل نشست * هوای من شد ، هوای تو * صدای من شد، صدای تو * تپیدن قلب به خاطرت * کشیدن درد ، برای تو * تو ز دیار من آمدی * سکوت جانم به هم زدی »***** « تنها نشسته، یه مرد خسته، می کشه آهی از سینه * چشماشو دوخته، به قاب عکسی، که توش یه نقش غمگینه * یاد گذشته، میاد به ذهنش، چشماش از عشقی لبریزه * می گیره عکسو، تو دست گرمش، بوسه از لبهاش می ریزه * دست می کشه روی عکس، حس می کنه، گرمیشو * می خواد که با حسش بگه، غربت تلخ تنهاییشو * خاطره ها جزیی از، زندگی فرداشه * می دونه عکس رو طاقچه، همدم و مونس شبهاشه * تنها نشسته، یه مرد خسته، می کشه آهی از سینه * چشماشو دوخته، به قاب عکسی، که توش یه نقش غمگینه * یاد گذشته، میاد به ذهنش، چشماش از عشقی لبریزه * می گیره عکسو، تو دست گرمش، بوسه از لبهاش می ریزه * تنها نشسته، یه مرد خسته** یه مرد خسته، تنها نشسته * تنها نشسته، یه مرد خسته** یه مرد خسته، تنها نشسته... »***** « من چه هستم بدون عشق تو؟ * تو چه هستی بدون من؟ * ما چه هستیم در دشت روزگار؟ * گلهای کوچک انتظار، گلهای کوچک انتظار * ببین زمان چه سان می گذرد * همچنان ابر بعد از باران * ببین که عشق می میرد ناگهان* میان ذره های زمان، میان ذره های زمان * اکنون منم در انتظار تو* هر روز و شب،هر شب و روز* می فشارم روی هر خاطره * صورت خسته ام را هنوز، صورت خسته ام را هنوز * من چه هستم بدون عشق تو؟ * تو چه هستی بدون من؟ * ما چه هستیم در دشت روزگار؟* گلهای کوچک انتظار ... گلهای کوچک انتظار... گلهای کوچک انتظار » *****  

درخت بی سایه



قرار نبود به این زودی ها بروی، چه كسی می تواند باور كند كه صاحب آنهمه زیبایی و آنهمه فروتنی دیگر با ما نیست؟ *شهیار قنبری* می گفت قرار است دوباره با هم سبز شوید، با ترانه هایی تازه تر و با نت هایی كشیده تر!! پیش ترك با آلبوم «سفرنامه» و آلبوم «امان از» و ترانه هایی همچون «بالای نی» ، «خانگی» ، «فرفره های بی باد» ، «دوباره ها» ، «تصویر آخر» ، «اکسیژن» و «همیشه من دیر می رسم» بر قله نشسته بودید و ما هم دلخوش بودیم كه دوباره از رخوت طولانی موسیقی ایران زمین خواهی كاست و ما را به خوش صداترین آواها خواهی رساند...!

تو را همراه واژه های *اردلان سرفراز* بارها شنیدیم، در ترانه هایی همچون: «به بچه هامون چی بگیم» ، «سهم من» ، «دلبر» ، «دریچه» و ...!

در تمام این سال ها تو را در كنار صدای بسیاری از آوازخوانان شنیدیم: داریوش ، ابی ، هاتف ، منصور ، نوش آفرین ، فرزین ، معین ، شهرام شب پره ، ناهید ، مهرداد و... .

و بلندای موسیقی نابت را در ترانه هایی چون «به تکرار غم نیما» ، «سفير» ، «آواره» ، «شاخه ی شکسته» ، «هیچ کی مثل تو نبود» ، «میلاد» ، «نازنین» ، «چرا با من» و... تماشا كردیم و سر رفتیم!

 منصور،عبدی

منصور،عبدی یمینی، سعید محمدی

 

چه رفاقتی داشت نت هایت با بهترین واژه های همیشه و چه لطافتی داشت آوای خوش سازت با ترانه های ناب و ماندگار...!

و چه ناگهانی پرواز كردی، پروازی برای همیشه با هواپیمایی كه به ناكجا می رفت و تویی كه آهنگ هایت همواره جای انفجار ترانه بود، حال خود در انفجاری بی رحم تكه تكه می شوی و بر فراز ابرها می روی، جایی كه بهتر بتوانی ترانه بسازی، شاید!

در تابستانی كه می بایست جای آبتنی كردن و سر رفتن و گرفتن اكسیژن باشد، چه دشوار است از سفرت بگوییم و ناباورانه آن دستان سبز را به خاك سرد بسپاریم و برویم تا شاید دوباره از سر زندگی كنیم!...

«عبدی» جان ، «عبدی یمینی» نازنین!

واژه هایمان همیشه در ساعت هایی از این دست رنگ می بازند و بی خاصیت می گردند، چیزی نداریم جز افسوسی بزرگ به سبب نبودن تو در این روزهای بی ترانگی و تسلیتی برای خانواده ات و بویژه خواهر  عزیزت، ساحل كه تا همیشه چشم به راه بازگشت تو خواهد ماند...!

دوستت داریم و بهترین جای بهشت را برایت آرزو داریم. 

 

مهرانا

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 17:12  توسط Saeed Fan  | 



 

 

 

سعيد جان تولدت مبارك

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت 0:37  توسط Saeed Fan  | 



 

 

آخرين خبرها از سعيد محمدي :

1- سعيد به زودي آلبومي شامل 5 ترانه منتشر خواهد كرد و آن را به شكل اينترنتي براي فروش قرار خواهد داد.

2- آلبوم ديگري نيز در دست تهيه دارد كه در آن بيشتر از جوانان داخل ايران از جمله ياسر محمودي (آهنگساز) استفاده كرده است.

3- در سال جديد دو خواننده ي زن تازه نيز به ياري سعيد وارد بازار ترانه خواني خواهند شد.

با آرزوي موفقيت براي تمام هنرمندان ايراني.

نوروزتان پيروز

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 فروردین1388ساعت 0:3  توسط Saeed Fan  | 



+ نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 15:30  توسط Saeed Fan  | 



 

 

"خانه ی امید" را یاری کنید!

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت 15:58  توسط Saeed Fan  | 



 

آلبوم یاران (Friends)

 

از طرف شرکت کلتکس به بازار آمد!

 

 

کاری تازه از:

 

سعید محمدی

 

 

ستار

 

 

مرتضی

 

 

شیلا

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 12:44  توسط Saeed Fan  | 



 

دوستان همراه

سرانجام پس از مدتی غیبت،

وب سایت رسمی «سعید محمدی» کار خود را آغاز کرد...

با سپاس از کوشش های دوست خوبم، شهاب جان،

شما نیز با نظرهای سازنده تان،  ما را در بهتر شدن وب سایت تازه یاری نمایید...

http://www.saeedmohamadi.net

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 14:12  توسط Saeed Fan  | 



 

بهار با سعید آمد

11 فروردین ماه، سالروز میلاد سعید محمدی مبارک

 

 

 

سال نو، بهار نو مبارک

 

دوستان عزیز

مدتی بود که از «سعید محمدی» نازنین خبری نداشتم تا اینکه خبردار شدم سعید مجموعه ای به نام  “Friends” را تهیه کرده است که در این آلبوم علاوه بر خود او ، آوازخوانانی چون «ستار»، «مرتضی» و «شیلا» نیز حضور دارند. سعید با دو ترانه ی «درخت بی سایه» و «ایمیل» و خوانندگان دیگر نیز هرکدام با دو ترانه در این آلبوم حضور دارند و تمامی ترانه هاو آهنگ ها از خود سعید می باشد که در طی شش هفته کار مداوم انجام گرفته است و اکنون مرحله ی mix را پشت سر می گذارد.

با توجه به اینکه انجام چنین کاری (حضور چند خواننده با هم در یک مجموعه) تا پیش از انقلاب بسیار متداول بود، انجام چنین تجربه ای پس از انقلاب و در خارج از کشور می تواند تجربه ی تازه ای باشد و شاید کمی هم به حل مشکل اقتصادی موسیقی ایرانی در تبعید کمک نماید.

باری،

اما خبر دیگر نیز آن است که سعید در کنار این کار از آلبوم مستقل خود نیز غافل نیست و تا کنون دو موزیک ویدیو به نام «همیشه دیر» و «اما» را آماده کرده است و اگر باز هم مشکلی پیش نیاید تا پس از عید نوروز اخبار خوبی بابت این آلبوم خواهیم شنید!

برای سعید جان آرزوی موفقیت می کنیم و امیدواریم که در سال نو خبرهای خوبی از او و دیگر هنرمندان سرزمینمان دریافت کنیم...!

 

ترانه ی "مسافر"

با اجرایی از عرفان و مهدی سلیمی

برای شنیدن این ترانه به وبلاگ رسمی عرفان سلیمی مراجعه کنید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 18:47  توسط Saeed Fan  | 



روز گذشته سعید محمدی مصاحبه ای با «بهزاد بلورچی» در IPN TV داشت. آخرین خبرها از سعید عزیز آن است که آلبوم «درخت بی سایه» به پایان رسیده است و مانند بسیاری از آلبوم های دیگر، در انتظار انتشار است! سعید درباره ی متن ترانه ی «درخت بی سایه» می گوید که درخت بی سایه استعاره از آدم هایی است که وارد زندگی ما می شوند که با ما می مانند، ما به آنها عشق می دهیم و در برابرشان احساس مسوولیت می کنیم و به ما می گویند که درختانی پر سایه اند، در حالی که نیستند و در جاده ی زندگی آرام آرام گم می شوند! آخرین خبر درباب آلبوم درخت بی سایه این است که علاوه بر «اروین خاچیکیان» که یکی از تنظیم کنندگان آهنگ های این آلبوم است، تنظیم کننده ی جوان دیگری از ایران با سعید در آلبوم همکاری کرده که به گفته ی سعید از کارهای خوب این آلبوم خواهد بود.

 

اما کار جالب دیگری که سعید انجام داده، آن است که با چند نفر از هنرمندان درIPN TVیک  شوی تلویزیونی متفاوت به نام « In Back Stage» ساخته که در این برنامه سعید به عنوان مجری برنامه حضور خواهد داشت و با چهره های مختلف اجتماعی، فرهنگی و هنری گفت و گوهایی انجام خواهد داد و به مسایل گوناگونی خواهد پرداخت و «سیروس کردونی» نیز کارگردان فنی این برنامه می باشد. گفتنی ست که این شو قرار بود همزمان با افتتاح تلویزیون SAMA FM پخش شود که به دلایلی چنین نشد. این برنامه فعلا به شکل یک شوی 8 ساعته تهیه شده که به طور متوالی و هر روزه از تلویزیون SAMA FM پخش خواهد شد که در صورت استقبال مردم، به یک شوی هفتگی 1 یا 2 ساعته تبدیل خواهد شد که اگر چنین شود در این برنامه علاوه بر آوازخوانان، گروه های دیگری چون ترانه سرایان، آهنگ سازان، تنظیم کنندگان و حتی فیلمسازان نیز حضور خواهند داشت.

 

سعید در این گفت و گو، ضمن مقایسه ی کارهای گذشته ی خود با کارهای امروزینش، گفت هنرمند باید با گذر زمان رشد کند و این تکامل را در آثارش نیز نشان دهد، نه آنکه مانند برخی از هنرمندان در آستانه ی 60 سالگی باز هم برای مخاطبان نوجوان، کار ارایه دهد . او اشاره کرد که متاسفانه در کار هنری ما ایرانی ها، Unique بودن و تازه بودن، چندان از طرف مردم حمایت نمی شود و مشکل است که آدک هم متفاوت باشد، هم اصالت داشته باشد، هم به خودش معتقد باشد و موفق هم بشود! او حتی درباب برخی از کارهای گذشته اش گفت زمانی که به آنها نگاه می کنم، احساس می کنم کارهای کودکانه ای بوده اند، درست مانند کسی که به فیلم های بچگی خود نگاه می کند!!

 

سعید در جای دیگری از گفت و گو به «خانه ی امید» که برای حمایت و یاری افرادی که دچار بیماری اعتیاد هستند، برپا شده اشاره نمود و گفت که هنرمندانی چون داریوش، ستار، اندی، داوود بهبودی و علی دانیال در این راه با او همکاری نموده اند و از مردم خواست که هر کمکی می توانند برای پایدار ماندن این مرکز انجام دهند، ضمن آنکه سعید در نظر دارد موسسه ی دیگری را برای حمایت از زنانی که بیماری اعتیاد دارند، ایجاد نماید.

 

به نظر می رسد با اینهمه خبر خوش باید به آینده ای نه چندان دور و زیبا در سابقه ی هنری سعید محمدی، دل بسپاریم. امید که چنین باشد!

سعید جان دوستت داریم.

 

 

مهرانا

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 21:41  توسط Saeed Fan  | 



شهریور 1383 بود و من تازه چند وقتی بود پا به راه عرصه ای تازه در ترانه نویسی گذارده بودم. امّا هنوز مقیم کنج اتاق ذهن و جان خویش نه جستجوگر دغدغه ها و بهانه های دورتر از علایق شخصی . هنوز هم برای دل خودم می نوشتم تا اینکه .....

 

یک روز در حالیکه مثل همیشه درگیر پیغام های شخصی و کنجکاو یافتن تازه هایی از موسیقی ایران و جهان در لابلای صفحات اینترنت بودم ، ناگهان یکی از یاران قدیمی و دور از وطن را دیدم و پس از احوالپرسی و ابراز دلتنگی بسیار با هم مشغول گپ و گفت شدیم . از همه جا و مثل همیشه از موسیقی میهن . ساعتی نگذشت که در پایان صحبت ها دوست من که آگاه بود مدّتی است به ترانه دچارم ، مرا از آشنایی اش با «سعید محمّدی» باخبر کرد و پیشنهاد آشنایی و همکاری با این عزیز را به من داد .

 

 

 

تا آنروز سعید محمّدی را با ملودی ها و ترانه هایی که برای دیگران ساخته بود و چند آلبومی که خود اجرا کرده بود می شناختم . البته محبوب ترینشان را ترانه ی پونه ( از آلبوم آسمونای آبی ) می دانستم و همینطور اینکه از همکاریهای سعید جان و زنده یاد فرّخ زاد بی خبر نبودم .

 

پس بی درنگ قبول کردم که من هم در این خوشبختی سهیم باشم . شماره تماس و ای میل سعید جان را از دوستم گرفتم و او نیز قول داد بزودی در مورد من با سعید جان صحبت کند .

 

***********

 

مدّت زیادی از این ارتباط نمی گذشت امّا هرچه روزها سپری مشد به سعید جان و احساسش ایمان بیشتری پیدا می کردم . ترانه سرا بود و طبیعتا باید مثل خیلی از بزرگان زمینه ی نزول و سرخوردگی من تازه کار را فراهم می کرد امّا ... امّا او چنین نبود و نکرد و همین مهربانی اش مرا بیشتر به سمت پررنگ کردن این دوستی و این حسّ خوب با هم بودن سوق می داد . گذشت و پاییز از راه رسید امّا آغاز بیست و دوّمین سال زیستن من بخاطر این رفاقت بهاری تر از همیشه می نمود و آبی تر گرچه شاید بدانید که پاییز به دنیا آمده ام نه بهار !!!

 

***********

 

 

  

بهار 1384 شد . روزی از آن روزها ترانه ای برای سعید نازنین فرستادم به نام «شمارش معکوس» . ترانه ای که آنرا در روزهای سرد زمستان 82 نوشته بودم . در آن روزهایی که سردتر از همیشه می نمود البته نه برای تن و جسم که برای دل و روح . چند روزی از این اتّفاق نگذشته بود که پیامی از سعید جان رسید . بله .... «شمارش معکوس» دیروز و «بازنده» ی امروز و همیشه ی ما چشم سعید جان را گرفته بود و پیام هم حاوی همین جریان بود . چه خبر خوبی . خیلی شاد شدم . برای منی که جز یک ترانه که آنهم عزیز جویای نامی در ایران اجرا کرده بود ( "منو ببخش" از آلبوم "بذارهمه بدونن" با صدای "آرین خلج" – بهار 81 ) کار دیگری نکرده بودم ، بهتر از این نمی شد . قرار شده بود که گام دوّم هنری ام را با هنرمندی چون سعید محمّدی بردارم و این برای من افتخار کمی نبود و نیست . سعیدی که تا به حال حتّی یک خط ترانه از هیچکس برای اجرا درخواست نکرده بود و حالا من نخستین ترانه سرایی بودم که با سعید همکاری می کردم آنهم با کسی که خود هنرمند بالغی است .

 

اینطور شد که «شمارش معکوس» به تدریج جایش را به «بازنده» داد تا «بازنده»، نقطه ی مقابل «برنده»، در آلبوم جدید سعید باشد . از زمان انتخاب ترانه تا زمانی که سعید جان  قطعه ای کوتاه از کار را برای من فرستاد نزدیک به 11 ماه طول کشید و آنچه در این مدّت بین ما می گذشت تنها امیدواری هر دوی ما به «بازنده» از نظر اقبال عمومی بود که فکر می کنم در آخر اتّفاقی جز این رخ نداد . این تلاش 11 ماهه حکایتی سبز بود از همفکری زیبای من و هنرمندی که هنوز برای عشق و احساس ارزش بالایی قائل است . ترانه را «اندی جی» تنطیم کننده ی به نام این 3 ، 2 سال اخیر تنظیم کرد و همان شد که شنیدید . آلبوم «برنده» در بهار 85 به خانه ها رسید و من و تو را آباد کرد . چگونگی اش را هم همه می دانیم . از آن روزبه بعد سعید عزیز پا به هر محفلی که می گذاشت از این دوست و همراه کوچکش هم یادی می کرد . چه در شبکه های مختلف فارسی زبان و چه در برنامه ی روز هفتم بی بی سی که ترانه را به عنوان یکی از آثار نزدیک به زندگی واقعی اش نام برد و آنرا یکی از زیباتربن های «آلبوم» برنده برشمرد .

 

زمستان 85 هم از راه رسید و «بازنده» برای نخستین بار و به عنوان آخرین موزیک ویدئوی آلبوم به کارگردانی «بهنام مکری» از شبکه های تلویزیونی دور از وطن پخش شد . احساس خوبی داشتم از اینکه برای اوّلین بار ترانه ای از من با صدای یکی از دوست داشتنی ترین و خلّاق ترین هنرمندان سرزمینم در غربت اجرا شد و من توانستم یکی از استوارترین گامهای خود را در این راه بردارم . شهریورماه که دیگر چیزی به پایانش نمانده عمر این دوستی و همترانگی به 3 سال رسید . از خدای بزرگ می خواهم تا هستم این افتخار از من سلب نگردد و این همراهی که تا چندی دیگر به میلاد دوّمین ترانه ی ما منجر خواهد شد ، گل دادن های بیشتری را تجربه کند .

 

در پایان از مهرانای عزیز که مجال این قدردانی را به من داد بسیارممنون و سپاسگزارم و دست تک تک شمایانی که یار و یاور همیشگی سعید نازنین هستید را با افتخار می بوسم .

 

 

 

 

 

                                                                      شهریور 1386 – عرفان سلیمی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 0:24  توسط Saeed Fan  |